تنها در انتظارت نشسته ام... "بيا" که تنهائي سخت است !!!...
نگاهم خيره بر ديوار سفيد يست که ترا ز من دور نگاه ميدارد ...
بيا که قلب کوچک من تاب انتطار ندارد...
و بي تو گوئي در زندان" تنهائي" خويش ...تنهاترينم!!!..
و در چشم انتطاري خويش دلگير!!
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:7  توسط اشکان خان
|
