
اگر تو نباشي
اگر تو نباشي همه چيز طعم زهر را خواهد داشت حتي عسلي كه از همه با گل سرخ شبيه تر است.اگر
تو نباشي از اين جا ميروم وآسمان را هرچندشيرين وشفاف با خود نمي برم.آنقدر دور ميشوم كه
نسيمي از كنارم عبور نكند وچشمم به چشم ستاره اي نيفتد.اگر تو نباشي نه شعر ميگويم نه با ماهي
ها حرف ميزنم فقط صبح تا شب خاطرات صدف هاي شكسته را مرور كنم.تمام اين باغها شقايقها و
داغها سنجاب هاي بازيگوش اقيانوس هاي آرام با توست كه زيباست. اگر تو نباشي هزاربار گريه هم
مرا سبك نميكند وابرهاي مهربان هم نمي توانند غباري را كه بر دلم خواهد نشست بشويند.اگر تو
نباشي چه در كنار پنجره بايستم چه در شبستاني نموروبي تو بنشينم اشتياقي براي ديدن آفتاب ندارم.
دوري تو را حتي به اندازه ي يك نفس كشيدن هم تاب ندارم
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:9  توسط اشکان خان
|
